_♥ملنیومـ عشقـ♥_
درد دارد!
کسی تنهایت بگذارد که به جرم با او بودن... همه تنهایت گذاشتن...
تا به حال لای يک عالمه کتاب عشقبازی کرده ای؟ تک تک کتاب های این کتابخانه از حسادت ، آتش گیرند... کمی رقص دلم میخواهد تو خودت بگو سرزمین نگاهت را روی کدامین گسل بنا کرده ای ؟ .......که اینگونه شب وروز..... دلم در حال لرزیدن است !!!!!! ...از حقیقت های تلخ خسته شدم... ...یه دروغ شیرین بگو.... بگو:«دوستت دارم» نوازشم کن..
گرما یعنی .. دست های تو بر روی تنم من از خودم هم بریــــده ام ... ...کسی چه می داند که... ...امروز چند بار فرو ریختم... ...از دیدن کسی که تنها... ...لباسش شبیه تو بود... قـــلــبم را عــــــصب کـــــــــشــــــــی کرده ام... __ساکت نیستم__ من عاشقانه هایم را روی همین دیوار مجازی می نویسم ! از لج تو...از لج خودم... که حاضر نبودیم یک بار این ها را واقعی به هم بگوییم ! . . هنوز هم ، حوالی خواب های . . .
. . . شبانه ام پرسه میزنی . . . . . . لعنتی . . . . . . دیر وقت است ، آرام بگـــــــیر . . . . . . بُگذار یک امشب را آسوده بخوابم . . آهای روزگار درست است که من راه های نرفته زیاد دارم اما خودت هم میدانی با تو زیاد راه آمده ام پس کاری کن که ما در کنار هم عاشقانه نفس بکشیم
جوری میبوسمت
نه!
جوری نفست میکشم که
کمی تاریکی
کمی مشروب
کمی موزیک
و
توو ...
من واقعی ترین بانوی افسانه های توام !
فرقی نمی کند کجا
آغوش تو هرجا که باز شود...
باشکوه ترین قصر دنیاست..!
قصری که تنها فرعونش تویی...! ♥
ادامــــه مــطـلــبــ
نفسهای تو بر روی گردنم
لب های تو بر روی لبم ..!
گرما یعنی آغوش تو ..
خود تو وقتی تن سرد من از گرمای تنت خیس عرق میشود
با بودن تو خورشید باید زیر ابر بماند..!
♥ پسر خورشید من♥
تو مرا از " رفتن ات "
می ترسانی ..؟!
دیگـر نه از ســـــــــردی نگـــــــــاهت.
می لرزد......
...و نـه از گرمــــــــی آغوشــــــت
مــــــــی تپد..
کشتمش...
تمام...
++لبهایم هم نسوخته است++
-تنها-
*تمام من*
...تاول زده...
"از آشی که نخورده ام"
LeiLa-DiYaKo |